پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

آخرین مطالب

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

دود شدم

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۵۰ ق.ظ

از در که اومد تو بلافاصله گفت: به کسی آمار نمیدی من اینجا اومدما!... منو ندیدی! خب؟!...
با خنده گفتم: خب بابا!
بعد روسریشو از سرش باز کرد و گفت: مدتیه که جواب تلفن و مسج هیچکسی رو نداده م!
گفتم: دیوانه!
و با خودم فک کردم، الان ینی با من خیلی راحته و احساس آرامش داشته که اومده پیشم؟!... الان ینی من از بقیه براش مهم ترم؟!...
...
نشست پشت میزم و بعد با خنده ی خبیثانه ای که تهش یه ریزه، فقط یه ریزه، احساس شرم بود گفت: اومدم اینجا فقط با خیال راحت دود کنم!... وگرنه تو رم نمیخواستم ببینم!...
یه سیگار در آورد و گذاشت گوشه لبش و دنبال کبریت گشت...
خودمو دلداری دادم که: داره باهات شوخی میکنه... بس که باهات راحته...
یه پوک زد و در حالی که داشت دود رو میداد بیرون گفت: شماها یه مشت آدم الکی خوشین... نمیفهمین که زندگی چه بازیای پیچیده ای میتونه داشته باشه... احساس میکنم راهم ازتون جدا شده... مرفه های بی درد... دور شدم ازتون...

نگاهش کردم... یهو انگار ته دلم خالی شد...

به نقطه ی نا معلومی خیره شده بود... داشت با خودش حرف میزد: جای عجیبی از زندگی وایسادم... هیچ چیزیش شوخی بردار نیست... اتفاقات غیر منتظره ای داره میفته...
گفتم: د لامصب! خوب بگو چی شده!... اون روزی هم که گفتی نمیتونی تلفنی درباره ش حرف بزنی!... چته؟... حرف بزن!

نگاه جدیش چرخید روم و دستشو با سیگاری بین انگشتاش بود نشونه گرفت سمتم و تهدید کنان گفت: سوال نپرسا! هیچی نپرس! وگرنه همینقدر هم که منو داری میبینی دیگه نخواهی دید!...
...

یه نخ سیگار از تو پاکت در آوردم، خیلی وقت بود دور دود رو خط کشیده بودم... کبریتو آتیش زدم... چی داشت میگفت؟... پوک محکمی زدم... من براش چی بودم؟... چند لحظه ای دود رو تو سینه م حبس کردم... این رابطه ی دوستی به آخراش نزدیک شده؟... نفسمو رها کردم...
تموم شد...
باز هم من رها شدم...
تموم شدم...
دود شدم... 

  • پری شان

توپ

جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۰۹ ب.ظ

توپی که تو گلوم گیر کرده، هی داره بزرگ میشه...

دیگه حتی راه نمیده آب رد شه!

حالا تا کی کجا چطور یهو غافلگیرم کنه...

  • پری شان

بعدن!

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۱۷ ق.ظ

هیچ بعدنی وجود نداره! هیچی!...

  • پری شان