پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

33-330

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۵۰ ب.ظ

نشستم تو آموزشگاه و منتظرم تا انگشتری که آقای همکلاسی اشتباهی سه سایز بزرگتر ساخته رو کوچیک کنه.

هدیه تولد مشترک من و مهربان دوستمه.

سنگ شو من از تو کوه پیدا کردم و تراشیدم و بعد براش انگشتر طراحی کردم. پول ساختشم مهربان دوست داد.

یه بار اشتباه ساخت و من بسیار شاکی شدم. 

و دوباره به این فک کردم که اساسا چرا کار تیمی؟!!!

بعد ولی موفرفری که خدای کار تیمی کردنه از تجربیاتش گفت و راهنمایی م کرد و گفت که این مراحل عادی ه و باید پشت سر بذاری و...

...

انگشتره از تصویر ذهنیم فاصله داره.

آقای همکلاسی منتظر یه فیدبک خوب از من بود و از من اینو دریافت نکرد. 

کمی دلم براش سوخت. 

ولی خب، لازم بود واقعیتو بدونه.

  • پری شان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی