پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

33-360

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ب.ظ

پونزده سال شبای احیا رفتم مدرسه و همیشه هم یه جای ثابت نشستم و هیچ وقت حاشر نشدم شرایطو تغییر بدم. 

امسال یهو تصمیم گرفتم برم جای دیگه. 

تصمیم سختی بود و شب اول بسیار دلهره داشتم. 

خدا رو شکر خاله همراهم بود، وگرنه با شرایط بسیار متفاوت اونجا احتمالا خیلی اذیت میشدم.

ولی نهایتا بسیار راضی بودم.

امشب قرار بود هم خاله همراهم بیاد و هم دکی. 

ولی هر دو نتونستن. 

برام عجیبه که مامان بابا هیچ اعتراضی نکردن وقتی که گفتم تنها میرم. با وجود اینکه راه بسیار دوره. 

  • پری شان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی