پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۳۱
    34

34-172

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۷ ق.ظ

میخواست پا برهنه بره رو پادری. رو هوا گرفتمش. لجش دراومد... تو بغلم بود، نگام کرد و بعد محکم پشت دستشو گاز گرفت!...

گذاشتمش زمین. گلومو بغض گرفت. دستشو از دهنش درآوردم... ابله!... جای دندوناش فرو رفته بود... دلم ریش شد... دستشو بوسیدم و نوازش کردم و گفتم: نه! نه!... این کارو نکن عزیز دلم... دستت گناه داره عمه!... دردش میگیره... 

تا چند ساعت بعدش حالم بد بود و به خودم فحش میدادم که چرا بچه رو اونقدر عصبی کردم که همچین ری اکشنی نشون داده!...


بعد از اون روز چند بار دیگه هم وقتایی که عصبانی و کلافه بود، یا دور و برش پر از آدم بود این کارو انجام داد و من همیشه دستشو میبوسیدم و میگفتم که نه... نکن این کارو عزیزم...


تا همین دیروز که وقتی خواستم قاشق غذا رو بذارم دهنش، یا وقتی گفتم بیا جورابتو پات کنم، دستشو به نشونه جواب منفیش گاز گرفت...

و من تازه فهمیدم که این قضیه براش شده یه اسلحه برای تهدید!!! اسلحه ای بسیار بسیار موثرتر از جیغ و گریه و چنگ انداختن تو صورت طرف مقابل!...


باهاش قهر کردم!...

من، با یه جوجه ی هفده ماهه قهر کردم!!!!...


سردم بود. پتومو پیچیدم دورمو و پشتمو کردم بهش و نشستم جلوی تلوزیون و هر چی شیطنت کرد و صدا درآورد، نگاهش نکردم...

بعد از یک ساعت، وقتی دیگه حوصله ش از همه ی اعضای خونه سر رفته بود، دوباره زوم کرد رو من!...


من که پشتم بود، بعدا بابا تعریف کرد که: زده رو پای بابا: ادا! ادا!... بعد که بابا گفته، جانم؟!... اشاره کرده به من و بعد دستشو برده سمت دهنش و ادای گاز گرفتن رو درآورده...

بعد...

من دیدم که تاپ تاپ داره میزنه پشتم...

جوابشو ندادم. 

بعد اومد مقابلم ایستاد، زد رو شونه م...

دیگه طاقت نیاوردم. رومو کردم بهش و خیلی جدی گفتم: بله؟!

با شیطنت زل زد تو چشمام و بعد... پشت دستشو گاز گرفت و با خنده دوید رفت!...


  • پری شان

نظرات (۳)

چه واکنش عجیبی این  بچه معصوم داشته!!

واقعا ادم حس نمیکنه یه بچه ۱۷ ماهه همچین کاری رو هدفمند انجام بده!!

دنیای بچه ها!! خیلی خاصه

دلتون شاد و عاری از پری شانی!!
پاسخ:
انگار کله شون خعیلی بیشتر از اون چیزی که ما تصور میکنیم کار میکنه!!!
...
ممنون! ☺
عزیزم :) خدا حفظش کنه ^_^
پاسخ:
ممنونم. 😊💙
خدا حفظش کنه عزیزم.
خیلی جالبه نه؟ پریزاد با اون کله کوچولوش برای چیزایی که دوست نداره راه حل پیدا میکنه, مثلا تو خونمون میچرخونیمش کلی ساکت و خوشحاله به ورودیِ اتاقی که معمولا خواهرم اونجا میخوابونتش میرسم الکی گریه میکنه یه قدم از ورودی اتاق خواب میایم عقب ساکت میشه.
واقعا قدرت خدا پر از شگفتی اند.
پاسخ:
عزیزم! :)))
دقیقا این حل مسئله کردنشون خیلی شگفت انگیزه!! 
این که آزمون خطا میکنن، نتیجه گیری میکنن، مشکلو حل میکنن... با اون کله ی کوچولوشون! 😍😍😍😍
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی