پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۰۲/۰۴/۰۳
    40-3

33-254

چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۱۲ ق.ظ
از ظهر داشتم تو بازار دنبال یه مدل نخ میگشتم که برای جوجه یه رشته کهربا رو نخ کنم و بندازم گردنش!... با اون قیافه ش! :)))

سر درد و گرفتگی گردنم بعد از تقریبا دو هفته امروز بالاخره با خوردن یه دیازپام کمی آروم شد. تابلو شد که عصبیه!
ذهنم خیلی درگیره! خیلی!
صد تا آدم دارن همزمان حرف میزنن انگار!
یکی از دلشوره هام برای حلقه ی دختر خاله بود. 
فردا صبح میره. زنگ زدم به آقای سنگی دیروز و با کلی غرولند گفتم که باااید آماده ش کنی!
امروز بعد از بازار رفتم پیشش. خدا رو شکر آماده بود و واقعا خوب شده بود. هم بسیار دقیق و تمیز دراومده بود و هم رنگش جالب شده بود. کمی به سمت رز گلد بود. گفتم دیگه آبکاریش نکنین. 
بعد زنگ زدم دخترخاله بیاد.
تا اون برسه چند تا از سفارش های دیگه م رو پیگیری کردم. از جمله یه رکاب نق. ره که مال مامان بود. سن. گ شو خودم داشتم. سیت. رین.  قالب آماده بود، ولی هنوز نریخته بود.
بهم گفت من اونو میخوام بهت هدیه بدم.
با چشمای گرد نگاهش کردم که یعنی چی؟!...
گفتم ممنونم از لطفتون ولی به نظرم دلیلی نداره. گفت به تو چه! من میخوام هدیه بدم. گفتم مرسی، ولی اون برای مادرمه. نه خودم... گفت خداییش راستشو میگی؟... گفتم باور کنین برای روز مادر میخوام بهش بدم... گفت پس یکی دیگه م برای تو سفارش میدم. سنگشم خودم میذارم. همون سیت. رین. هی گفتم نه و من نمیتونم قبول کنم و اون گفت که اصلا به حرف من قرار نیست گوش بده و این عیدی منه به تو و دیگه تمومش کن!...
واقعا دلم نمیخواست و نمیدونستم چطور اینو بهش بفهمونم!!!
پرسید برلیان هم کنارش کار کنم؟... گفتم برای مامان رو بله. گفت تو جوونی! مال تو باید بیشتر جلوه داشته باشه!... گفتم ممنون، خیلی برق داشته باشه دست نمیکنم!... و فکر کردم اوه اوه لابد انتظار داره همیشه هم تو دستم ببینه!... و دیگه روم نشد بگم غیر از انگشتری با نگین عقیق و فیروزه هیچ چیز دیگه ای برام توجیحی نداره دست کردنش.
دخترخاله هه رسید و بسیااار ذوق کرد و حلقه شو گرفت و رفت.
هشت گذشته بود که داشتم میومدم بیرون. رفت تو این فازا که رسیدی خبر بده و اینا که من همون لای در گفتم، یکی دو جا دیگه باید برم الان. خدافظ!
...
ینی داره کلافه م میکنه دیگه!!!
  • پری شان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی