پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۰۲/۰۴/۰۳
    40-3

33-256

جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۵۱ ب.ظ

همین که آدم روز جمعه ای و با خیابونای اولترا خلوت پاشه بره سر کار خودش غم انگیز هست، دیگه چه برسه به اینکه بارونم بیاد!

...

خدا رو شکر که کار دارم.

خدا رو شکر که سفارش دارم.

خدا رو شکر که یه جا برای کار دارم.

خدا رو شکر که میتونم پاشم بیام سر کار.

...

فقط، روزای ابری و خلوتی زیاد خیابون غمگینم میکنه... دست خودم نیست...


پ.ن

البته خودم میدونم که همه ی اینا مال قبل از شروع کاره... دستگاهو که روشن کنم، حواسم پرت میشه و همه چی یادم میره!...

  • پری شان

نظرات (۳)

  • رحیم فلاحتی
  • سلام
    وردست نمی خواهید :))
    پاسخ:
    :)
    راستش باید اعتراف کنم با وجود تمایلات زیاد غار نشینی و انسان گریزیم، 
    گاهی دلم یه همکار همراه میخواد...
    وای چقد کارت خوبه چقد دلم خواست.
    قبلتر گفته بودم تو فرهنگسرای ببرج آزادی یه دختری بود رو انگشتر و اینا حکاکی میکرد
    همیشه سرش پایین بود و با کسی کار نداشت و همیشه تو گوشش هندزفری بود من از این شغلا میخواااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممم
    پاسخ:
    :)
    من هم این جور شغل هایی که کمتر توش دیالوگ یا تعامل با انسان های دیگه باشه رو اساسا ترجیح میدم.
    میدونی، تو اینجور کارها باید خیلی سلف موتیویت (خودانگیخته؟!) باشی.
    ولی به هر حال یه روزهایی هم هست که دوست نداری تنها باشی.

    ای جانم. خداروشکر که پری جانم اینقد از وضعش راضیه ^_^

    بارون و خیابونای خیس بارون خورده که عشقه :))
    پاسخ:
    😊💙
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی