پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

33-333

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۴۲ ق.ظ
چیزی به طلوع آفتاب نمونده و من هنوز بیدارم...
این حجم تنشی که تو این روزها تجربه کردم، نمیذاره الان آروم بگیرم...
 دو سه ساعت پیش که خوندم رای گیری تو نیوزلند آغاز شده، دلم هری ریخت...
فارغ از نتیجه، از الان برای شنبه غمگینم... از اینکه لاجرم نیمی از آدمها در گروه برنده خواهند بود و نیمی در گروه بازنده...
پره گریه م...
اگر در گروه برنده هم باشم، از تصور اینکه چه بر سر این همه شور و اشتیاق و امید و ایمان و اسلام و باور و دین خواهد اومد، نگرانم...
اصلا انگار برای همین نگرانم... 
برای تجربه ی احساس شکست و نفرت نیمی از نیم دیگه...
برای عده ی زیادی از دوستانم... که میدونم چه حسی خواهند داشت... 
وگرنه ما که هشتاد و درد رو زیستیم و هنوز هم هستیم...
ما که بغض در گلو رو زیستیم و هنوز هم هستیم...
ما که فریاد در سکوت رو زیستیم و هنوز هم...
ما که شکستیم و دوباره بلند شدیم...
ما که دوباره سبز شدن و جوونه زدن رو یاد گرفتیم...

  • پری شان

نظرات (۲)

منم نگرانم...این دلهرهه انگار برا همه است :(
پاسخ:
ایشالا به خیر بگذره...
  • پری‌سا (ریحان)
  • شکر خدا 
    خوب تموم شد :)
    راستی
    فردا دوباره برمیگردم به وبلاگ..:)
    پاسخ:
    😄
    خدا روشکر!
    چه عالی! 😊
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی