پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

آخرین مطالب

33-335

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ب.ظ

جلسه ی آخر کلاس قرآن بود.

زود رفتم.

هر چی چشم گردوندم دوست اصولگرایی که هفته پیش باهاش حرفم شده بود ندیدم. 

تا آخر کلاس هی منتظر بودم بیاد.

اومده بود. 

ته کلاس نشسته بود. تا هم منو دید از کلاس رفت بیرون. 

موندم از استاد سوال کنم. و از طرفی میدونستم برمیگرده.

تفریبا شکارش کردم! اصلا نگاهمم نمیکرد. 

محکم بغلش کردم و گفتم که دوستش دارم و این چیزا نمیتونه خدشه ای به علاقه م بهش وارد کنه. 

صوراش سرخ بود و باهام چشم تو چشم نمیشد. 

گفتم انشاالله بهترین اتفاق برای همه مون بوده. 

...

به کدوم سمت داریم میریم... خدا رحم کنه...

  • پری شان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی