پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

آخرین مطالب

34-118

سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۰ ق.ظ

پتوم خیلی نرمالو و مهربونه. هدیه تولد پارسالمه. ولی مسئله ش اینجاست که برا من که دوست دارم خودمو شکلات پیچ کنم،  یا پام میمونه بیرون، یا سرم.


امروز ریز نمرات رو از آموزش گرفتم و دادم به خانم امور مالی. قبلش ولی یه نگاه به کارنامه م کردم. 

یادم نبود... ترم یک هندسه تحلیلی رو بیست گرفته بودم... برا همین امشب تصمیم گرفتم قطر پتو رو بندازم روم. الان با کمی اغماض، در برابر سرما کاور شدم.


خانم امور مالی گفت: کی دفاع کردی؟ گفتم: نود و یک. گفت: برو، برو یه هفته دیگه بیا. بعد سرک کشید رو فرم تسویه و همزمان پرسید: ورودی چندی؟ گفتم: هشتاد و هفت. گفت: برو ده روز دیگه بیا. گفتم: واقعا نمیشه کارمو زودتر انجام بدین؟!... و تو دلم ادامه دادم که آخه من چند ماه یه بار حس دانشگاه رفتنم میاد رو. الانم برم دیدی با برف سال بعد برگشتما!... گفت: اصرار بیخود نکن! برو، برو دوازده روز دیگه سر بزن ببین حاضره یا نه!... ما کار قدیمیا رو زود انجام نمیدیم!... گفتم باشه و تو دلم یه به درک نثارش کردم و خوشحال از اینکه آشنایی ندیدم و مجبور به سلام و علیک نشدم، از دانشکده زدم بیرون. 


معدلم هفده بود... اینو نمیدونستم... یه کم ضایع ست. ولی خب حالا... 

یه درسی رو سیزده شده بودم... نه عنوان درس برام آشناست، نه استادشو یادم میاد و نه اصلا محتوی شو... و خب با اون نمره به نظرم منطقیه...


سر شبی که رسیدم خونه، بابا پرسید که رفتی دنبال کارای مدرکت؟... براش ماوقع رو شرح دادم. 

یهو دیدم تلفن رو برداشت و زنگ زد به فامیل دور که سابق بر این امور مالی دانشکده مون بود و حالا به ساختمون مرکزی منتقل شده... من این ور تلفن خودمو میزدم که بابا مگه من بچه م؟!... و بابا خیلی جدی داشت توضیح میداد که چی شده!... آقای فامیل دور هم اون ور خط خوشحال از اینکه بالاخره من رفتم دنبال کارای تسویه، به بابا گفت: طرف حرف بیخود زده و خودم فردا حسابشو میرسم!


خلاصه که من الان در تلاشم مدارک مربوط به مدارج تحصیلیمو بگیرم و بذارم کنار مدارک فنی حرفه ایم بعد تماشاشون کنم!


...

پ.ن

مریم، این تنها تلاشی بود در جهت مبارزه با ننوشتن. 

  • پری شان

نظرات (۳)

موفق باشید!!
پتو هم تو روز تولد هدیه میگن مگه! گیر ما نمیاد چرا :|
موفق باشید
موفق باشید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی