پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

ای روی دلارایت مجموعه ی زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

آخرین مطالب

34-271

دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۰ ب.ظ

یک ساعت و نیم بود که قفل شده بودم رو کار و داشتم گلهاشو سایه میزدم. 

الان یهو از سوزش گردن به خودم اومد و باورم نمیشه این همه گذشته. 

احتمالا، ینی اگه جیغ منزل در نیاد، تا دو ساعت دیگه میمونم. 

سر و صدایی که از بیرون میاد داره میگه که همچنان خیابونا شلوغه...

هدیه حالش بهتره... حالا بعد از گذشت هشت ماه، علائم بهبودی رو دارم خیلی ریز توش مشاهده میکنم... و البته به روش نمیارم...

اگرچه که این روزها یادآور شروع بیماری پدرشه... بیماری ای که چهار ماه بیشتر طول نکشید...

و اولین عید بدون حضورش...

ولی انگار یه نوری دلشو روشن کرده...

این یکی دو روز رو تو کارگاه با هم بودیم و کارهامون خیلی خوب پیش رفت.


روزهای بسیار شلوغ و پر کاری داشتم.

و همچنان هم منتظرم سال تحویل شه و اون چند تا عید دیدنی اصلی رو زودی برم و برگردم کارگاه. 

امیدوارم که شرایطش فراهم شه. 

با مدل عجیب و جدیدی از خودم مواجه شدم که دلش سفر نمیخواد... گردش نمیخواد... دلش خلوت خودشو میخواد. و حالشم خوبه!


خلاصه که،

سال داره با پر برکت ترین روزهای خدا شروع میشه و من بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم...


  • پری شان

نظرات (۱)

خدا رو شکر :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی