پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

پریشان نوشت

روز نوشت های شخصی

34-309

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۲۷ ق.ظ

یه وقتام به یه استیتی میرسی که دلت میخواد با یکی حرف بزنی، یکی که بفهمه حرفتو، بعد اون یکی  به هیچ جاش نیست!

بعد میگی اصلا به درک! برو بابا!

و میری لیست کانتکت هاتو بالا پایین میکنی، و میبینی که هیشکی نیست!

.

دراز میکشی. پتو رو میکشی سرت و ریز ریز واسه خودت اشک میریزی.

.

یه وقتا خسته میشی... یه وقتا از دست آدما، از دست دوستات که تو حال بدی هاشون همیشه بودی و تو حال بدی هات، نیستن...

نیستن...

اساسا به هیچ جاشون نیست...

کسی که خوب کردن حالش مدتها چالش زندگیت بوده، حالا ته توجهشون اینه که:

- خوبی؟!

- نه زیاد.

- خوب باش!.. شب بخیر...

.

یه مسج هایی از فحش بدتره برا آدم.

یه پیام های ظاهرا دوستانه ای هست که جیگرتو آتیش میزنه!

.

پ.ن

برا آدما انرژی نذار وقتی هنوز بزرگ نشدی...

وقتی ازشون توقع داری!

فاز خر مرامی ورندار وقتی آدمش نیستی!

وقتی اینجوری میخوره تو برجکت!

تو مسئول خوب کردن حال آدما نیستی!

تو همین که خودتو جمع کنی و اون حال پریشونتو سر و سامون بدی کلی هنر کردی!

یا بزرگ شو و به دل نگیر!... یا خفه شو و پتو رو بکش سرتو فین فین کن!... یا اینقدر برا دور و بریات وقت نذار!...

ابله!

...

  • پری شان

نظرات (۴)

از هیچ کس نباید توقعی داشت این روزا...
پاسخ:
😑
امیدوار باش 
پیدا خواهد شد 
پاسخ:
هوم
فلجعه اونجاست که این رفتارشون تو رو دلسرد می‌کنه و تو هم دیگه نمی‌تونی به بامعرفت بودن‌هات ادامه بدی...

کاری از دست من بر میاد؟ :(
پاسخ:
خیلی عجیبه...
کلا چقدر ارتباط با آدمها سخته... نه؟!
پری شان عزیزم یه کتابی میخونم این روزا اسمش تئوری انتخاب هست میگه ماانتخاب میکنیم دیگران با ما چطور رفتار کنند ما جدا باید این کتاب رو بخونیمو روش کار کنیم
پاسخ:
فکر کنم مامانم دارن این کتابو. 
میخونمش. 
ممنون که گفتی. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی